مهر ۰۳ ۱۳۹۵

اولین روز مدرسه ، کلاس دوم ، دبستان پردیسان

برنامه صبحانه

برنامه صبحانه

photo_2016-09-24_11-10-26

photo_2016-09-24_11-10-37

photo_2016-09-24_11-10-41

photo_2016-09-24_11-10-45

photo_2016-09-24_11-10-50

photo_2016-09-24_11-10-58

photo_2016-09-24_11-11-06

خانم معلم اندیا

خانم معلم اندیا

برنامه ناهار مدرسه

برنامه ناهار مدرسه

photo_2016-09-24_11-11-28

photo_2016-09-24_11-11-38

photo_2016-09-24_11-11-42

photo_2016-09-24_11-11-48

شهریور ۲۲ ۱۳۹۵

شهریور ۹۵ ، جمعه ، دریا

جمعه تا حوالی ظهر خوابیدیم و قصد داشتیم یکم خونه رو نظافت کنیم و شب که خنک تر شد بریم پارک ، دیگه حوالی ظهر یکی از دوستان زنگ زدن و گفتن که میایین تا یک ساعت دیگه بریم دریا ، ما هم که اینجور وقتا از خدا خواسته هستیم ، سریع جمع و جور کردیم و رفتیم وسایل ناهار رو هم خریدیم و دیگه حوالی ساعت ۳ بود که رسیدیم دریا ، بچه ها یکم شن بازی کردند و بعدش هم بساط کباب و ناهار و بعدش عصرونه و درنهایت آب بازی در دریا تا شب ، شب هم رفتیم فست فود آسمون در ساری و شام خوردیم و دیگه حوالی ساعت ۱٫۳۰ بود رسیدیم خونه ، خیلی به همه مخصوصا به بچه ها خوش گذشت ، احتمالا تا هفته دیگه هوا خنک تر بشه و این آخرین دریا و آب بازی در سال ۹۵ بوده باشه ، اینم از عکسا :

۱

۲

۳

۴

۶

۵

۷

 

شهریور ۱۷ ۱۳۹۵

بعد از مدت ها

خیلی وقته ننوشتم

۱٫خدا رو شکر مامانی بهتره ، صبح ها من زودتر میرم خونه مامانی و آندیا هر وقت بیدار شد زنگ میزنه و میام دنبالش و تا شب که بابا احمد میاد اونجا هستیم  و بعد شام میاییم خونه ، ایشالله به زودی عمل دوم مامانی هم انجام میشه و حالش خوب خوب میشه.

۲٫امروز تولد آناهید خانم ماست ، عسل خاله ۲ سالش تموم شد ، اصلا خواهرزاده مثل بچه آدم میمونه ، خیلی دوستت دارم جوجه خاله ، تولدت مبارک باشه ، ایشالله همیشه شاد و سلامت باشی.

۳٫این مدت عکس گرفتیم ، اما با موبایل بوده و کیفیت آنچنانی هم نداشته و از همه مهم تر تنبلیم میاد از گوشی منتقل کنم به کامپیوتر و بذارم اینجا

۴٫کلاس های تابستانه مدرسه تعطیل شده و منتظریم از مدرسه زنگ بزنن و بریم مانتو و شلوار آندیا رو تحویل بگیریم.

۵٫یه طوفانی هم اومد و کل دو تا اتاقمون رو آب گرفت و چند روزی مشغول تمیز کردن اونا بودیم

۶٫دخترم بزرگ شده ، قشنگ کمک حالمونه ، تو کارا کمک میکنه و در کل کاملا محسوسه بزرگ شدنش

۷٫چرا من همچنان نوشتنم نمیاد؟

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر