مرداد ۱۷ ۱۳۹۵

پست تولد هما جان با کمی تاخیر

۱٫مامانی فرزانه مریض بود و یک ماهی من تهران بودم و آندیا و بابا فرید شاهی ، خدا رو شکر الان بهتره ، این مدت برنامه اندیا اینجوری بود که صبح ها میخوابید تا حوالی ساعت ۱۱ ، بیدار که میشد زنگ میزد به بابا فرید ، بابا بهش میگفت مسواکش رو برسه و کاراش رو انجام بده و حاضر بشه و بعد می اومد و آندیا رو با خودش می برد مغازه ، تا حوالی ساعت ۱٫۳۰ مغازه بودن ، بعد ۲ تایی می اومدن خونه و غذا درست میکردن و ناهار میخوردن و یا ناهار رو می رفتن بیرون و دوباره ساعت ۴ میرفتن مغازه تا ۹ ، این مدت هم آندیا جلوی مغازه مشغول دو چرخه سواری بود و یا تکالیف مدرسه اش رو میبرد و انجام میداد، دخترم سه چرخه اش رو تبدیل به دوچرخه کرده و حسابی راه افتاده.

۲٫روزهای ۲شنبه و ۴شنبه از ساعت ۹ تا ۱۲ میرفت مدرسه ، مدرسه جدید کلا به روش تیزهوشانی کار میکنه ، ۳ زنگ دارن ، زبان ، فارسی ، ریاضی

ریاضی رو خیلی خوشم اومد ، مدرسه قبلی خیلی ساده کار میکرد ، من معتقدم ریاضی رو بچه بلد باشه ، حتی رو منطق اش هم اثر میذاره و کلا یادگیری ریاضی هم هوش رو بالا میبره هم موثر در منطق و استدلال در همه چی هست ،  یکم برای آندیا اوایل سنگین بود ریاضی این مدرسه ، چون مدرسه قبلی خیلی ضعیف تر بود ، اما کم کم راه افتاد.

زبان خیلی ساده تر از مدرسه قبلی هست ، بیشتر چیزای کاربردی تر یاد میدن ، اما باز هم کافی نیست ، مدرسه قبلی اجزای گل و … رو به انگلیسی به بچه یاد میدادن ، در حالی که ما چند باری که مسافرت رفتیم آندیا نمیتونست یک مکالمه عادی رو داشته باشه ، به جاش کلی لغت هایی که به کار نمیاد رو به انگلیسی بلد بود ، یکم مامانی بهتر بشه یه کلاس زبان خصوصی خوب میگیرم برای آندیا ، چون اینجور که دستم اومده ، مدارس هدفشون از آموزش زبان نمایش بچه ها در جشنواره ها وو هست و هدفشون با هدف ما فرق داره.

فارسی در واقع مرور کلاس اول هست با بازی ، مثلا یه بازی شبیه اسم و فامیل دارن ، یه میوه باید بنویسن ۴ حرفی با ت  و…..   در کل راضی بودم

در کل فعلا راضی هستم از مدرسه جدید ، بچه های بهتری داره و من خیلی برام مهم بود که بچه ام نصف روز رو در محیطی  باشه که مورد پسند ما هم باشه ، خود آندیا میگه مامان بچه های این مدرسه خیلی مودب تر از بچه های مدرسه قبلی هستن.

محیط و فضای مدرسه هم مورد قبولم واقع شد ، خیلی تمیزتر و امن تر هست

۳٫این مدت که من نبودم بابا فرید و آندیا رفتن تولد هما جون ، از این جا مجددا تولدش رو تبریک میگم ، اینم عکس های تولد

۱

۸

۷

۲

تولد هما جان با تم پروانه

تولد هما جان با تم پروانه

۳

۶

۴

 

 

تیر ۰۸ ۱۳۹۵

۲ شنبه ۷ تیر

هوا خیلی گرم بود و خونه مونیدم و پدر و دختر وسایل خونه رو جمع کردن و خونه رو تبدیل به زمین فوتبال و والیبال زیر کولر ! کردن و عصری هم با وانیا اینا رفتیم بیرون

۱

۲

۳

۴

۵

۶

 

تیر ۰۸ ۱۳۹۵

جمعه ۴ تیر

بابل یه کاری داشتیم و با دوستان رفتیم و بعدش هم رفتیم پارک و …

اینم عکسا :

۱

۲

۳

۴

« نوشته‌های قدیمی‌تر