«

»

اردیبهشت ۱۸ ۱۳۹۵

تغییر مدرسه از نیکان قایمشهر به پردیسان قایمشهر

تصمیم گرفتیم که مدرسه آندیا رو عوض کنیم ، امیدوارم که از تصمیمون راضی باشیم :

۱٫   از شنبه تا ۴شنبه ، آندیا تا ساعت ۲٫۲۰ مدرسه بود و از اونجایی که صبحانه که نمیخورد هرکاریش میکردم و تو مدرسه هم به حالت ضعف میافتاد چیزی نیمخورد ، مجبور بودم براش ناهار ببرم ، خود مدرسه هم بوفه اش چیزی نداشت که به درد بخوره (یه بوفه کوچولو که فقط کیک و نوشیدنی و پف فیل داره !)، مدرسه رو این موضوع ناهار بردنا حساس بود و اذیت میکرد و کلا سر  این موضوع داستان داشتیم که نهایتا این اواخر فقط مواقعی که آنتی بیوتیک میخورد براش ناهار می بردم.(البته خیلی از والدین می بردند همچنان)

۲٫   آندیا ۲ تا تابستون ۳ روز در هفته رفتن مدرسه و زبان داشتن و در طول سال تحصیلی هم هر روز هم از ساعت ۱۲٫۳۰ تا ۲٫۳۰ باهاشون زبان کار میشد به مدت ۲ سال (پیش دبستانی و کلاس اول) ، معلم هاش هم ازش راضی بودند ، اما این مدت زمانی که وقت و هزینه شد برای زبان خوندن ، اصلا برایندش مورد قبول ما نبود ، آندیا بعد از ۲ سال هر روز زبان خوندن یک مکالمه عادی رو نمیتونه انجام بده به انگلیسی ، به جاش میتونه اجزا گیاه و سلول  و … رو به انگلیسی بگه و یا سوره به انگلیسی بخونه و… حس کردیم این مدل زبان خوندن شاید کاربردی نباشه و این اسامی سلول و…. رو هم بعد یه مدتی یادش میره و اصل موضوع که هدف ما بود که بتونه در صورت نیاز مکالمه عادی و روزمره رو داشته باشه برآورده نشد ،لذا تصمیم گرفتیم امسال بره یه مدرسه ای که ۲ زبانه نیست ، اما زبان در حد مکالمات عادی روزمره باهاشون کار میشه در مدرسه و در کنارش اگر دیدیم مدرسه کافی نبود ، معلم زبان بگیریم براش.

۳٫   من از معلم پیش دبستانی و کلاس اول مدرسه راضی بودم ، اما مشکل من به روز نبودن مدرسه و معلم بود ، تخته هوشمند داشتن ، اما معلم سخت بود براش کار کردن و هر روز مشکل داشتن و یه وایت برد کوچولو پشت در کلاس نصب کرده بودن و روی اون مینوشتن. یه موضوع دیگه نحوه اطلاع رسانی مدرسه بود ، خیلی پیش اومد که برگه جلسه رو دادن بچه ها بیارن خونه و بچه ها گم میکردن و یا میذاشتن جایی و یادشون میرفت و ما جلسات با معلم رو از دست میدادیم ، در حالی که چندین بار پیشنهاد دادیم که با این شهریه ای که میگیرن اس ام اس دهی رو فعال کنن مجددا و یا سایت و یا وبلاگ که دیگه هزینه ای نداره ، برای مدرسه بسازن و اخبار رو بفرستن و یا کانال و گروه تلگرام بزنن و…. اما ترتیب اثر داده نشد ، با خانواده ها خودمون گروه تلگرام زدیم تا اینجوری خودمون از اخبار مدرسه مطلع بشیم ، که باز هم چون فقط ۱۰ نفر از ۳۰ نفر خانواده ها دسترسی به اینترنت و تلگرام و… داشتن ، اون جور که باید و شاید مورد قبولم نبود ، اما مدرسه پردیسان اینجور که من با مدیرش صحبت کردم و تحقیق کردم در سایتش ، حتی در سایت مینویسه که بچه ها امروز چه درس گرفتند و په کردند و تکالیفشون چیه و…. و راه های اطلاع رسانی از طریق کانال و… دارن و نیز جلسه با خانواده برگزار میکنن تا خانواده در جریان روند کار قرار بگیره و ….

۴٫   مدرسه نیکان آزمون های مکعب و مهروزان رو در مدرسه برگزار میکرد و تا اینجای کار مشکلی نبود ، اما این که نامه دادن که رضایت بدید که بچه ها رو صبح پنج شنبه ببریم بهشهر آزمون مهرورزان بدن و ظهر برگردن رو ما راضی نبودیم ، من خودم دانشگاهم بهشهر بود و حدودا ۲ ساعتی راه هست و من دیدم بچه بخواد ۲ ساعت در راه رفت باشه و ۲ ساعت در راه برگشت باشه و ۲ ساعت هم اونجا امتحان بده ، اونم بچه کلاس اول ، اونم با این وضعیت جاده ها که چیمی دونم راهیان نور و دانشجو ها و بچه های بزرگتر رفتن و برنگشتن ،  اتوبوس هایی که میگیرن هم داخل شهری هست و آیا راننذه به جاده و ووو آشنایی داشته باشه یا نه ، بچه ها هم با هم میافتن تو ماشین یه جا نمیشینن و دایم در حال رفت و آمد و ….. من رضایت رو ندادم ، خانم بخشیان مدیریت مدرسه با من تماس گرفتن و گفتن که ما طبق اساسنامه و چی و چی بچه ها باید برن امتحان بدن و اگر نرن برای مدرسه بد میشه و ….. من گفتم به این دلایل رضایت ندارم ، گفتن بچه ها باید بیان ، من گفتم اگر جمعه بود و امکانش بود باباش برسونه حتما ، اما چون ۵شنبه هست و باباش سرکار هست بعید میدونم اما با بابای آندیا مشورت میکنم و اطلاع میدم ، فرید رفت مدرسه و خانم بخشیان فرمودند که این موضوع برای مدرسه اهمیت داره و اگر بجه ها رو نفرستید سال دیگه از ثبت نام معذوریم ،دلیلشون هم این بود که بچه تو مدرسه هم ممکنه زمین بخوره رو پله و اتفاق ناجور بیافته و همه جا امکان اتفاق هست و ما داریم سخت گیری بیجا میکنیم. فرید هم بحث نکرد و فقط گفت خداحافظ و اومد بیرون  ، اون امتحان به دلیل این که خانواده ها حاضر نشدند که بچه ها رو بفرستند با کلی منت از طرف مدرسه که “برای مدرسه بد شد و سال دیگه فقط اونایی رو ثبت نام میکنیم که دلیل موجه داشتن برای نرفتن به امتحان مثلا مریض بودن و…. و باقی رو ثبت نام نمیکنیم چون با مدرسه همکاری نکردن ووووو ” کنسل شد ، اما ما قبلا هم از طرز برخورد ناظم ها به خصوص خانم صادقی ناراضی بودیم ، اما دیدیم مدیریت مدرسه که مقام اوله مدرسه است اینه و هدفش بیشتر از این که آموزش باشه و به فکر بچه ها باشه تبلیغه که مثلا اسمش مطرح بشه که بچه هاش در آزمون مهروزران هستن و رتبه میارن و یا در فلان جشنواره بچه ها میتونن سوره به انگلیسی بخونن و (مهم نیست مکالمات عادی و روزمره رو بلد نباشن ، فقط چیزایی رو یاد بگیرن که در انظار عمومی مدرسه رو مطرح کنه)…. دیگه وقتی نفر اول  مدرسه اینه ، امیدی به بهبود نیست که پیشنهاد و یا تذکر بدیم و مشکلات رفع بشه و به فکر تغییر مدرسه افتادیم.

نحوه برخورد خیلی مهمه ، ما خداتومن پول شهریه مدرسه دادیم و همیشه هم بیشترین همکاری رو با مدرسه داشتیم ، اما وقتی میگن باید بیاد امتحان بده چون برای مدرسه بد میشه و یا بچه ممکنه تو مدرسه هم رو پله بخوره زمین و سرش بشکنه و…. من پیش خودم میگم ، اینا اصلا هدفشون موفقیت و سلامتی بچه من نیست و کلا حس عدم اعتماد و ناامنی دست میده به ادم و یا وقتی خودشون ناهار و صبحانه کامل در دفتر مدرسه میخورن ، اما میگن ناهار نیارید ، خانم صادقی میگن بچه ها میریزن و کلاس و حیاط کثیف میشه!و دیگه تا ساعت ۲٫۳۰ ، ۳ که بچه برسه خونه که زمانی نیست و ناهار رو خونه بخوره و این درحالیه که نوه خانم صادقی خودش در مدرسه ناهار میبرن و میخوره ،   ….. حس خیلی خیلی بدی دست میده به ادم.

این از این ، امروز برسم ۳ تا پست دیگه میذارم ، گفتم موضوعات رو جدا کنم بهتره