«

»

خرداد ۱۶ ۱۳۹۵

تعطیلات ۱۴ و ۱۵ خرداد

خاله بهار و عمو امیر و آناهید ، سه روز تعطیلات رحلت امام رو اومدن شمال و دورهم بودیم ، وقتی خاله اینا میان ، کلا ما هم میریم خونه مامانی و اونجا مستقر میشم و حسابی به مامانی زحمت میدیم.

۵شنبه ۱۳ خرداد :

بابا فرید باید می رفت سرکار و نتونست بیاد و من و اندیا به همراه خاله اینا رفتیم دریا و حسابی شن بازی و آب بازی کردیم  و شام و ناهار رو هم منزل مامانی مهمون بودیم .عصرش هم رفتیم بابل گردی و شیرینی سرا

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

۱۳

جمعه ۱۴ خرداد :

رفتیم میان رود و صبحانه توپی رو در میان رود خوردیم و رفتیم کلی گوجه سبز و هلو از درختا چیدیم  ، چیدم میوه از درخت کیفش بیشترتر از خوردنشه اصلا ، ناهار هم شیشلیک زدیم که خیلی چسبید و غروب برگشتیم خونه

۱

۲

۳

۴

 

شنبه ۱۵ خرداد :

باز هم منزل مامانی دور هم بودیم ، آقایون رفتین بیرون و آندیا و اناهید هم مشغول بازی و ما هم مشغول حرف زدن ، شبش هم رفتیم پارک و اندیا کلی دوست پیا کرد و کلی بازی های گروهی کردند و تا ساعت ۱ پارک بودیم

یکشنبه ۱۶ خرداد :

خاله اینا صبح زودتر برگشتن تهران و آندیا هم تا همین الان که این پست رو میذارم خوابه.